آسیب شناسی سیاستگذاری موسیقی در جمهوری اسلامی ایران

نوع مقاله: مقاله اصلی

نویسندگان

1 استادیار علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد

2 کارشناسی ارشد علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد

چکیده

موسیقی از هنرهای اصیل ایرانی و از مهمترین ارکان فرهنگ­های قومی است که امروزه نقش هویت­بخش غیرقابل انکاری خصوصا در میان قشر جوان یافته است. قوانین ایران براساس مبانی اسلامی وضع می­شوند و موسیقی همچنان یکی از مسایل مبهم و بحث­برانگیز در فقه اسلامی است که همین امر سبب ایجاد حساسیت­هایی پیرامون آن گردیده است. موسیقی هنری فراگیر و محبوب است اما خلاء وجود سیاست­گذاری­های مدون برای استفاده از ظرفیت عظیم فرهنگی و هنری آن از نقاط ضعف جمهوری اسلامی به­شمار می­رود که اینک در چهلمین سالگرد انقلاب، در مواجهه با امر موسیقی در جایگاهی قرار دارد که شاید دور از ذهن­ترین تصویر در سال­های ابتدایی انقلاب بوده باشد. پژوهش حاضر با استفاده از روش تحلیل­سیستمی و با نگاهی به چرخه سیاست­گذاری عمومی، روند سیاست­گذاری موسیقی را با برشماری مولفه­های ورودی، طراحی و اجرا بررسی کرده و در انتها با ذکر نتایج حاصل از سیاست­ها به ارزیابی عملکرد دولت جمهوری­اسلامی پرداخته است. به­نظر می­رسد رویکرد جمهوری اسلامی به هنر رویکردی به اصطلاح افلاطونی است که فعالیت هنرمند را تنها تحت نظارت دائمی حاکمان مجاز می­داند. از طرفی کمبود امکانات و ضعف منابع مالی با نگاه افلاطونی همخوانی نداشته و موجب عدم­کارایی دولت گشته است. چنانچه دولت با تغییر در نگرش خود، روشی ارسطویی را در مواجهه با مساله موسیقی در پیش گرفته و پیشگام آموزش موسیقی ملی ایرانی در نظام آموزش­و­پرورش باشد، بی­شک گام مهمی در ارتقای سطح سلیقه موسیقیایی افراد، خصوصا نسل­های آینده خواهد برداشت. همچنین باید با تدوین سیاست­های کلی و تعیین مصادیق، از جزییات امر پرهیز نموده و با اتخاذ سیاست­های اقتصادی مناسب و اخذ مالیات از فعالیت­های موسیقی بخش خصوصی، توان حمایت از هنرمندان ملی، احیای موسیقی نواحی و نشر موسیقی اصیل ایرانی را به­­دست آورد.

کلیدواژه‌ها