سیاستهای نوآوریِ مأموریتگرا با تعیین مأموریتهای بلندمدت و قابل سنجش و همچنین بهرهگیری از آمیزهای از ابزارهای سیاستی در حوزه پژوهش، نوآوری، سرمایهگذاری، اصلاحات مقرراتی و مشارکت ذینفعان، امکانِ مدیریت فعالِ اَبَرچالشها را فراهم میکنند. این پژوهش با روش مرور اسناد، مأموریتهای منتخب در اتحادیه اروپا و ایران (شاملِ مبارزه با سرطان، توافق خاکی و کربن صفر در اتحادیه اروپا و برنامه هوای پاک در ایران) را بررسی کرده است. یافتهها نشان میدهد که مأموریتهای موردِ بررسی در اتحادیه اروپا با جهتگیریِ روشن، رهبری مرکزی، هماهنگی افقی و عمودیِ منسجم، ارزیابی و بازخورد مستمر، بهرهگیری از مدیریت پورتفولیو (سبد) و اهداف خُرد و قابل سنجش، موفقیتِ نسبتاً بالایی داشتهاند. در مقابل، مأموریتِ هوای پاک در ایران از منظر قانونی و اهداف کلان روشن است، اما در زمینه مشارکت ذینفعان، هماهنگی میانبخشی، پایش و بازخورد، و مدیریت پورتفولیو محدودیتهایی دارد. بنابراین، توسعه نظام شناسایی و اولویتگذاریِ ابرچالشها در قالب مأموریتهای ملّی مبتنی بر شاخصهای عملکردی دقیق و مکانیزمهای بازخورد ضروری است.