تحلیل سیاست‌های برنامه مشارکت ملی ذیل توافق پاریس در صنعت برق ایران

نوع مقاله : مقاله اصلی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری علوم اقتصادی دانشگاه شهید باهنر کرمان

2 دانشیار اقتصاد دانشگاه شهید باهنر کرمان

چکیده

فقدان الگویی جامع در صنعت برق جهت تحلیل کمّی پیامدهای سیاست­های اتخاذ شده در اسناد بالادستی این صنعت موجب شده امکان ارزیابی سیاست­ها دشوار شود. در این مطالعه الگوی تعادل عمومی پویا با محوریت صنعت برق طراحی و با لحاظ برنامه مشارکت ملی (INDC) به عنوان سند بالادستی که در جهت اجرای توافق پاریس تصویب شده، کارآمدی سیاست­هایی از قبیل سرمایه­گذاری مستقیم خارجی و افزایش قیمت انرژی -به عنوان سیاست جایگزین- به منظور دستیابی به سطوح انتشار کربن پیش­بینی شده در برنامه مورد سنجش واقع شده است. نتایج نشان داد اگر چه سرمایه­گذاری مستقیم خارجی به میزان پیش­بینی شده در برنامه و افزایش قیمت انرژی نمی­تواند اهداف را محقق سازد اما اثرات مثبتی بر ارزش ستانده بخش صنعت و به طور خاص صنعت برق در پی دارد. در پایان توصیه می­شود برای دستیابی به هدف کاهش انتشار و تقلیل اثرات بازگشتی ناشی از بهبود کارایی انرژی در بخش نیروگاهی، قیمت برق به صورت معناداری برای خانوار خصوصی افزایش داده شود.

کلیدواژه‌ها


  1. اخباری، رضا؛ جلایی اسفندآبادی، سید عبدالمجید؛ نجاتی، مهدی و مینا جوادی­نیا، (1398)، بررسی تأثیر موافقت­نامه­های بین المللی بر کیفیت محیط زیست از کانال سرمایه گذاری مستقیم خارجی با رهیافت الگوی CGE: مطالعه موردی توافق برجام، تحقیقات اقتصادی، 54(4)، صص 819-787.
  2. افتخاری، شروین؛ موسوی، سید مصطفی و آبتین عطایی، (1394)، بررسی میزان کاهش انتشار گازهای گلخانه­ای ناشی از تولید برق خورشیدی در برنامه­های توسعه برق خورشیدی، دومین کنفرانس ملی انرژی و توسعه پایدار، 29 و 30 بهمن 1394، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تاکستان.
  3. رفیعی، فاطمه؛ عسگری، منوچهر و حمیدرضا ارباب، (1398)، تجزیه اثرات بازگشتی ناشی از افزایش کارایی انرژی در ایران: رهیافت الگوی تعادل عمومی محاسبه­پذیر، فصلنامه اقتصاد و الگوسازی، 39، صص 87-111.
  4. سلیمانیان، زهره؛ بزازان، فاطمه و میرحسین موسوی، (1397)، اثرات بازگشتی ناشی از بهبود کارایی برق، سوخت های فسیلی و نهاده انرژی در صنایع انرژی­بر: رویکرد تعادل عمومی قابل محاسبه. تحقیقات اقتصادی، 53(4)، صص 855-880.
  5. سلیمانیان، زهره؛ بزازان، فاطمه و میرحسین موسوی، (1395)، اثرات بهبود کارایی سوخت­های فسیلی در صنایع انرژی­بر: رویکرد تعادل عمومی محاسبه­پذیر پویای بین زمانی، پژوهشنامه اقتصاد انرژی ایران، 6(21)، صص 163-200.
  6. شارکیان، عطیه و محمد رضا لطفعلی پور، (1395)، نقش کارایی انرژی در بهبود محیط زیست در کشورهای منتخب صادرکننده نفت (به روش داده­های تابلویی)، مجله اقتصاد و توسعه منطقه­ای، 23(11)، صص 106-130.
  7. شرزه­ای، غلامعلی و هه ژار ابراهیم­زادگان، (1390)، برآورد اثر بازگشت افزایش کارایی انرژی در ارتباط با مصرف خانوارها و انتشار دی اکسید کربن در ایران، فصلنامه مطالعات اقتصاد انرژی، 8(30)، صص 33-61.
  8. کفایی، سید محمد علی و پریا نژادآقائیان­وش، (1396)، شناسایی عوامل مؤثر بر کارایی انرژی بخشی در اقتصاد ایران، فصلنامه مطالعات اقتصاد انرژی، 13(52)، صص 1-34.
  9. ملک­محمدی، حمید رضا، (1394). مبانی و اصول سیاست گذاری عمومی، تهران، سمت، چاپ اول.
  10. وزارت نیرو، (1398). ترازنامه انرژی سال 1396. تهران، ایران.
  11. Adeyemi, O. I., D. C. Broadstock, M. Chitnis, L. C. Hunt & G. Judge. (2010). Asymmetric price responses and the underlying energy demand trend: are they substitutes or complements? Evidence from modelling OECD aggregate energy demand. Energy Economics, 32(5), 1157–1164.
  12. Anderson, K. S., S. Dockweiler & H. K. Jacobsen. (2019). Squaring the energy efficiency circle: evaluating industry energy efficiency policy in a hybrid model setting. MPRA Paper, No. 96546.
  13. Babiker, M., A. Gurgel, S. Paltsev & J. Reilly. (2009). Forward-looking versus recursive-dynamic modeling in climate policy analysis: a comparision. Economic modeling, 26, 1341-1354.
  14. Broberg, T., C. Berg & E. Samakovlis. (2015). The economy-wide rebound effect from improved energy efficiency in Swedish industries- A general equilibrium analysis. Energy policy, 83, 26-37.
  15. Dargay, J. M. & D. Gately. (1995). The imperfect price-reversibility of non-transport oil demand in the OECD. Energy Economics, 17(1), 59–71.
  16. Gately, D. & H. G. Huntington. (2002). The asymmetric effects of changes in price and income of energy and oil demand. Energy journal, 23(1), 19–55.
  17. Giraudet, L-G., C. Guivarch & P. Quirion. (2012). Exploring the potential for energy conservation in french households through hybrid modeling, Energy economics, 34, 426-445.
  18. Huntington, H. G. (2006). A note on price asymmetry as induced technical change. Energy journal, 27(3), 1–7.
  19. Ianchovichina, E. I. & T. L. Walmsley. (2012). Dynamic modeling and applications for global economic analysis. Cambridge university press.
  20. Koesler, S., K. Swales & K. Turner. (2016). International spillover and rebound effects from increased energy efficiency in Germany. Energy economics, 54, 444-452.
  21. Lee, H., S. W. Kang & Y. Koo. (2020). A hybrid energy system model to evaluate the impact of climate policy on the manufacturing sector: adoption of energy-efficient technologies and rebound effects. Energy, 212, 118718.
  22. Lu, Y., Y. Liu & M. Zhou. (2017). Rebound effect of improved energy efficiency for different energy types: a general equilibrium analysis for China. Energy economics, 62, 248-256.
  23. Nong, D. (2020). Development of electricity-environmental policy CGE model (GTAP-E-PowerS): A case of the carbon tax in South Africa. Energy policy, 140, 111375.
  24. Pant, H. M. (2002). Solving an intertemporal CGE model without an intertemporal database using GEMPACK – in the GTEM way. 5th annual conference on global economic analysis.
  25. Patterson, M. G. (1996). What is energy efficiency?: concepts, indicators and methodological issues. Energy policy, 24(5), 377-390.
  26. Wei, T. & Y. Liu. (2017). Estimation of global rebound effect caused by energy efficiency improvement. Energy economics, 66, 27-34.
  27. Wu, Y-H., C-H. Liu, M-L. Hung, T-Y. Liu & T. Masui. (2019). Sectoral energy efficiency improvements in Taiwan: Evaluations using a hybrid of top-down and bottom-up models. Energy policy, 132, 1241-1255.
  28. Zhang, J. S. & C. Y. Lawell. (2017). The macroeconomic rebound effect in China. Energy economics, 67, 202-212.