پایانههای مرزی به مثابه دروازههای تجارت بینالمللی، جایگاهی راهبردی در سیاستگذاری تجاری و توسعه اقتصادی دارند. این پژوهش با بهرهگیری از نظریه داده بنیاد و اتکا بر تحلیل مضامین استخراج شده از دادههای میدانی و مصاحبه با خبرگان اجرایی، سازکارهای مؤثر بر تأخیر ناوگان در پایانههای جادهای کشور را واکاوی کرده است. یافتهها نشان میدهد که ترکیب عوامل علّی شامل ضعف زیرساختی، تمرکز تشریفات، کمبود نیروی انسانی و کنشگری کشورهای همسایه؛ عوامل زمینهای مانند پراکندگی و تداخل مقررات و ویژگیهای فرهنگی- اجتماعی و عوامل مداخلهگر نظیر کیفیت مدیریت و شکافهای فناورانه، «ناهماهنگی نهادی» را تشدید و کارایی عملیاتی را کاهش داده است. مدل استخراج شده، روابط متقابل و اثرگذاری آنها را بر میزان توقف ناوگان تبیین میکند. بر این اساس، راهبردهایی چون «استقرار مدیریت یکپارچه مرزی»، «نوسازی زیرساختهای دیجیتال» و «بازطراحی نگاشت نهادی» پیشنهاد میشود؛ توصیههایی که هدفشان ارتقای انسجام نهادی، کاهش تأخیر و تقویت توان رقابتی پایانههای مرزی جادهای است.